PPDA مخفف عبارت «Passes Per Defensive Action» است؛
راز قهرمانی اسپانیا در عصر PPDA و گرفتن زمان از ستارهها
اسپانیا با ارائه متد جدیدی از فوتبال، جام قهرمانی جام جهانی را به خانه بُرد؛ تیمی با فلسفهای نو.
کدخبر:
53687
ارسال به دیگران
راز قهرمانی اسپانیا در عصر PPDA و گرفتن زمان از ستارهها
اسپانیا با ارائه متد جدیدی از فوتبال، جام قهرمانی جام جهانی را به خانه بُرد؛ تیمی با فلسفهای نو.
در فوتبال امروز دیگر فقط تعداد گلها، مالکیت توپ یا نام بازیکنان بزرگ نیست که سرنوشت مسابقات را تعیین میکند. پشت هر موفقیت بزرگ، مجموعهای از جزئیات تاکتیکی وجود دارد که شاید برای چشم غیرمتخصص دیده نشود، اما مسیر یک مسابقه را تغییر میدهد. یکی از این مفاهیم که در سالهای اخیر وارد ادبیات تحلیل فوتبال شده، شاخصی به نام PPDA است؛ عددی که بخشی از داستان فشار دفاعی یک تیم را روایت میکند.
PPDA مخفف عبارت «Passes Per Defensive Action» است؛ یعنی تعداد پاسهایی که یک تیم به حریف اجازه میدهد قبل از اینکه یک اقدام دفاعی مانند تکل، قطع توپ، دفع توپ یا فشار مستقیم انجام دهد. به زبان سادهتر، این شاخص نشان میدهد یک تیم چقدر به حریف فرصت بازیسازی میدهد. در واقع اگر قبول کنیم پرس و «کانتر پرس» هویت تیمهای برنده رد فوتبال مدرن هستند، این معیار ذیل موضوع کانتر پرس تعریف میشود. برای مثال، اگر تیمی اجازه دهد حریف ۱۵ پاس رد و بدل کند و بعد برای فشار، قطع توپ یا تکل اقدام کند، عدد PPDA آن بالاتر خواهد بود. اگر تیمی بعد از چند پاس محدود حریف، سریع برای بازپسگیری توپ اقدام کند، PPDA پایینتری خواهد داشت. به همین دلیل، در تحلیل فوتبال مدرن معمولاً عدد پایینتر نشانه شدت بیشتر پرس است؛ یعنی تیم اجازه نمیدهد حریف با آرامش صاحب توپ شود و تصمیم بگیرد.
البته این شاخص فقط میزان دوندگی بازیکنان را نشان نمیدهد. یک پرس موفق حاصل هماهنگی جمعی است؛ اینکه بازیکنان چه زمانی فشار بیاورند، مسیر پاس را چگونه ببندند، فاصله خطوط را چقدر حفظ کنند و چگونه حریف را به سمت مناطق کمخطر هدایت کنند. بنابراین PPDA در واقع تصویری از یک تفکر فوتبالی ارائه میکند؛ تفکری که هدفش فقط گرفتن توپ نیست، بلکه گرفتن زمان و فضای تصمیمگیری از حریف است. اگر تیمی به حریف اجازه دهد پاسهای زیادی رد و بدل کند و دیر برای بازپسگیری توپ اقدام کند، معمولاً PPDA بالاتری خواهد داشت. تیمی که سریعتر فشار میآورد، فضای بازی را محدود میکند و اجازه گردش راحت توپ را نمیدهد، معمولاً عدد پایینتری ثبت میکند. البته PPDA بهتنهایی یک تیم را قهرمان نمیکند. این فقط یک عدد است، اما پشت این عدد یک تفکر فوتبالی قرار دارد. تیمهایی که پرس شدید و سازمانیافته دارند، فقط به دنبال دویدن بیشتر نیستند. آنها میدانند چه زمانی فشار بیاورند، از کدام زاویه مسیر پاس را ببندند، چگونه فاصله خطوط را کم کنند و چگونه حریف را مجبور کنند تصمیمهای اشتباه بگیرد.
در شاخص PPDA برخلاف بسیاری از آمارهای فوتبالی، عدد پایینتر معمولاً نشاندهنده فشار بیشتر و فعالتر یک تیم است. به این معنا که تیم مقابل فرصت کمتری برای گردش توپ پیدا میکند و قبل از اینکه بتواند تعداد زیادی پاس رد و بدل کند، با واکنش دفاعی حریف مواجه میشود. در طرف مقابل، عدد بالاتر نشان میدهد یک تیم به حریف اجازه میدهد زمان بیشتری برای تصمیمگیری و ساختن بازی داشته باشد. اهمیت PPDA فقط در پایین بودن یک عدد خلاصه نمیشود. فوتبال مدرن ثابت کرده که پرس شدید بهتنهایی موفقیت نمیآورد؛ پرس باید سازمانیافته باشد. یک تیم باید بداند چه زمانی فشار بیاورد، مسیر پاس را از کدام زاویه ببندد، چگونه فاصله خطوط خود را حفظ کند و چگونه پس از بازپسگیری توپ، از برتری ایجادشده استفاده کند.
اسپانیا با ارائه متد جدیدی از فوتبال، جام قهرمانی جام جهانی را به خانه بُرد؛ تیمی با فلسفهای نو.
در فوتبال امروز دیگر فقط تعداد گلها، مالکیت توپ یا نام بازیکنان بزرگ نیست که سرنوشت مسابقات را تعیین میکند. پشت هر موفقیت بزرگ، مجموعهای از جزئیات تاکتیکی وجود دارد که شاید برای چشم غیرمتخصص دیده نشود، اما مسیر یک مسابقه را تغییر میدهد. یکی از این مفاهیم که در سالهای اخیر وارد ادبیات تحلیل فوتبال شده، شاخصی به نام PPDA است؛ عددی که بخشی از داستان فشار دفاعی یک تیم را روایت میکند.
PPDA مخفف عبارت «Passes Per Defensive Action» است؛ یعنی تعداد پاسهایی که یک تیم به حریف اجازه میدهد قبل از اینکه یک اقدام دفاعی مانند تکل، قطع توپ، دفع توپ یا فشار مستقیم انجام دهد. به زبان سادهتر، این شاخص نشان میدهد یک تیم چقدر به حریف فرصت بازیسازی میدهد. در واقع اگر قبول کنیم پرس و «کانتر پرس» هویت تیمهای برنده رد فوتبال مدرن هستند، این معیار ذیل موضوع کانتر پرس تعریف میشود. برای مثال، اگر تیمی اجازه دهد حریف ۱۵ پاس رد و بدل کند و بعد برای فشار، قطع توپ یا تکل اقدام کند، عدد PPDA آن بالاتر خواهد بود. اگر تیمی بعد از چند پاس محدود حریف، سریع برای بازپسگیری توپ اقدام کند، PPDA پایینتری خواهد داشت. به همین دلیل، در تحلیل فوتبال مدرن معمولاً عدد پایینتر نشانه شدت بیشتر پرس است؛ یعنی تیم اجازه نمیدهد حریف با آرامش صاحب توپ شود و تصمیم بگیرد.
البته این شاخص فقط میزان دوندگی بازیکنان را نشان نمیدهد. یک پرس موفق حاصل هماهنگی جمعی است؛ اینکه بازیکنان چه زمانی فشار بیاورند، مسیر پاس را چگونه ببندند، فاصله خطوط را چقدر حفظ کنند و چگونه حریف را به سمت مناطق کمخطر هدایت کنند. بنابراین PPDA در واقع تصویری از یک تفکر فوتبالی ارائه میکند؛ تفکری که هدفش فقط گرفتن توپ نیست، بلکه گرفتن زمان و فضای تصمیمگیری از حریف است. اگر تیمی به حریف اجازه دهد پاسهای زیادی رد و بدل کند و دیر برای بازپسگیری توپ اقدام کند، معمولاً PPDA بالاتری خواهد داشت. تیمی که سریعتر فشار میآورد، فضای بازی را محدود میکند و اجازه گردش راحت توپ را نمیدهد، معمولاً عدد پایینتری ثبت میکند. البته PPDA بهتنهایی یک تیم را قهرمان نمیکند. این فقط یک عدد است، اما پشت این عدد یک تفکر فوتبالی قرار دارد. تیمهایی که پرس شدید و سازمانیافته دارند، فقط به دنبال دویدن بیشتر نیستند. آنها میدانند چه زمانی فشار بیاورند، از کدام زاویه مسیر پاس را ببندند، چگونه فاصله خطوط را کم کنند و چگونه حریف را مجبور کنند تصمیمهای اشتباه بگیرد.
در شاخص PPDA برخلاف بسیاری از آمارهای فوتبالی، عدد پایینتر معمولاً نشاندهنده فشار بیشتر و فعالتر یک تیم است. به این معنا که تیم مقابل فرصت کمتری برای گردش توپ پیدا میکند و قبل از اینکه بتواند تعداد زیادی پاس رد و بدل کند، با واکنش دفاعی حریف مواجه میشود. در طرف مقابل، عدد بالاتر نشان میدهد یک تیم به حریف اجازه میدهد زمان بیشتری برای تصمیمگیری و ساختن بازی داشته باشد. اهمیت PPDA فقط در پایین بودن یک عدد خلاصه نمیشود. فوتبال مدرن ثابت کرده که پرس شدید بهتنهایی موفقیت نمیآورد؛ پرس باید سازمانیافته باشد. یک تیم باید بداند چه زمانی فشار بیاورد، مسیر پاس را از کدام زاویه ببندد، چگونه فاصله خطوط خود را حفظ کند و چگونه پس از بازپسگیری توپ، از برتری ایجادشده استفاده کند.
به همین دلیل، PPDA را باید نشانهای از یک فلسفه بازی دانست، نه یک فرمول جادویی برای پیروزی. تیمهایی مانند اسپانیا از این رویکرد استفاده میکنند تا فقط توپ را از حریف نگیرند؛ بلکه زمان و فضای تصمیمگیری را نیز از او بگیرند. در چنین شرایطی، حتی بازیکنان بزرگی که با یک لحظه خلاقیت میتوانند سرنوشت بازی را تغییر دهند، با محدودیت بیشتری روبهرو میشوند. به پاسهای بلند آرژانتین و بازی مستقیم این تیم در فینال نگاه کنید.
اسپانیا در این جام جهانی نمونه کاملی از همین فوتبال بود. تیمی که دیگر فقط با مالکیت توپ شناخته نمیشد؛ بلکه با شدت بازی، واکنش سریع به دنبال از دست دادن توپ و کنترل فضاها، حریفان را در شرایطی قرار داد که بسیاری از ستارههای بزرگ فوتبال جهان نتوانستند کیفیت همیشگی خود را نشان دهند.
فرانسه؛ وقتی امباپه و دمبله از جریان بازی جدا شدند
اولین آزمون بزرگ اسپانیا مقابل تیمی بود که یکی از خطرناکترین خطوط هجومی جهان را در اختیار داشت. فرانسه با بازیکنانی مانند کیلیان امباپه و عثمان دمبله، کوچکترین فضای پشت مدافعان را میتوانست به یک موقعیت خطرناک تبدیل کند. به بازی متنوع اولیسه و دزیره دوئه در ساختار فرانسه توجه کنید تا توجه اصلی شما به فضاهای بسته شده توسط اسپانیا مشخص شود.
اسپانیا اما یک تصمیم تاکتیکی مهم گرفت؛ آنها تلاش نکردند امباپه را صرفاً با یک مدافع مهار کنند که تقریباً غیرممکن است. سرعت، تکنیک و توانایی یک مقابل یک امباپه به شکلی است که هیچ سیستم دفاعی حرفهای نمیتواند فقط بر پایه دوئل فردی مقابل او برنامهریزی کند. راه حل اسپانیا جای دیگری بود؛ آنها تلاش کردند شرایطی را که امباپه در آن خطرناک میشود، از بین ببرند. فشار از خط اول شروع میشد. هافبکهای فرانسه زمان کافی برای انتخاب پاس پیدا نمیکردند، فاصله خطوط اسپانیا کم بود و بازیکنان نزدیک به توپ، اجازه نمیدادند فرانسه به راحتی توپ را به مناطق مورد علاقه مهاجمان خود منتقل کند. در واقع اسپانیا بازیکن خطرناک را دفاع نکرد؛ مسیر رسیدن توپ به بازیکن خطرناک را کنترل کرد.
این تفاوت بزرگی در فوتبال مدرن است. تیمهای بزرگ دیگر فقط به دنبال پیدا کردن راهی برای مهار یک ستاره نیستند؛ آنها به دنبال تغییر شرایط مسابقه هستند. وقتی امباپه مجبور شود دورتر از دروازه توپ بگیرد، وقتی دمبله فضای حرکت در کنارهها را پیدا نکند و وقتی خط هافبک نتواند آنها را تغذیه کند، بخشی از قدرت فردی این بازیکنان از بین میرود.
آرژانتین و مسی؛ گرفتن فضا به جای گرفتن بازیکن
آزمون بزرگتر اما مقابل آرژانتین و لیونل مسی بود. بازیکنی که سالها ثابت کرده حتی یک لحظه غفلت میتواند نتیجه یک مسابقه بزرگ را تغییر دهد. مسی بازیکنی نیست که بتوان او را با یک دستور ساده مانند «یارگیری کن» متوقف کرد. فوتبال او بر پایه پیدا کردن فضا، دریافت توپ بین خطوط و تصمیمگیری سریع شکل گرفته است. بنابراین تیمی که مقابل مسی قرار میگیرد، اگر فقط به دنبال نزدیک شدن به این بازیکن باشد، ممکن است با یک حرکت او شکست بخورد. نمایش او در بازی با مصر و انگلستان حداقل نشان داد که مسی همان شیری است که شاید پیر شده باشد، اما در بزنگاهها همچنان تأثیرگذار است و باید همچنان حساب او را با همین سن و سال از بقیه بازیکنان جدا کرد.
اسپانیا در این جام جهانی نمونه کاملی از همین فوتبال بود. تیمی که دیگر فقط با مالکیت توپ شناخته نمیشد؛ بلکه با شدت بازی، واکنش سریع به دنبال از دست دادن توپ و کنترل فضاها، حریفان را در شرایطی قرار داد که بسیاری از ستارههای بزرگ فوتبال جهان نتوانستند کیفیت همیشگی خود را نشان دهند.
فرانسه؛ وقتی امباپه و دمبله از جریان بازی جدا شدند
اولین آزمون بزرگ اسپانیا مقابل تیمی بود که یکی از خطرناکترین خطوط هجومی جهان را در اختیار داشت. فرانسه با بازیکنانی مانند کیلیان امباپه و عثمان دمبله، کوچکترین فضای پشت مدافعان را میتوانست به یک موقعیت خطرناک تبدیل کند. به بازی متنوع اولیسه و دزیره دوئه در ساختار فرانسه توجه کنید تا توجه اصلی شما به فضاهای بسته شده توسط اسپانیا مشخص شود.
اسپانیا اما یک تصمیم تاکتیکی مهم گرفت؛ آنها تلاش نکردند امباپه را صرفاً با یک مدافع مهار کنند که تقریباً غیرممکن است. سرعت، تکنیک و توانایی یک مقابل یک امباپه به شکلی است که هیچ سیستم دفاعی حرفهای نمیتواند فقط بر پایه دوئل فردی مقابل او برنامهریزی کند. راه حل اسپانیا جای دیگری بود؛ آنها تلاش کردند شرایطی را که امباپه در آن خطرناک میشود، از بین ببرند. فشار از خط اول شروع میشد. هافبکهای فرانسه زمان کافی برای انتخاب پاس پیدا نمیکردند، فاصله خطوط اسپانیا کم بود و بازیکنان نزدیک به توپ، اجازه نمیدادند فرانسه به راحتی توپ را به مناطق مورد علاقه مهاجمان خود منتقل کند. در واقع اسپانیا بازیکن خطرناک را دفاع نکرد؛ مسیر رسیدن توپ به بازیکن خطرناک را کنترل کرد.
این تفاوت بزرگی در فوتبال مدرن است. تیمهای بزرگ دیگر فقط به دنبال پیدا کردن راهی برای مهار یک ستاره نیستند؛ آنها به دنبال تغییر شرایط مسابقه هستند. وقتی امباپه مجبور شود دورتر از دروازه توپ بگیرد، وقتی دمبله فضای حرکت در کنارهها را پیدا نکند و وقتی خط هافبک نتواند آنها را تغذیه کند، بخشی از قدرت فردی این بازیکنان از بین میرود.
آرژانتین و مسی؛ گرفتن فضا به جای گرفتن بازیکن
آزمون بزرگتر اما مقابل آرژانتین و لیونل مسی بود. بازیکنی که سالها ثابت کرده حتی یک لحظه غفلت میتواند نتیجه یک مسابقه بزرگ را تغییر دهد. مسی بازیکنی نیست که بتوان او را با یک دستور ساده مانند «یارگیری کن» متوقف کرد. فوتبال او بر پایه پیدا کردن فضا، دریافت توپ بین خطوط و تصمیمگیری سریع شکل گرفته است. بنابراین تیمی که مقابل مسی قرار میگیرد، اگر فقط به دنبال نزدیک شدن به این بازیکن باشد، ممکن است با یک حرکت او شکست بخورد. نمایش او در بازی با مصر و انگلستان حداقل نشان داد که مسی همان شیری است که شاید پیر شده باشد، اما در بزنگاهها همچنان تأثیرگذار است و باید همچنان حساب او را با همین سن و سال از بقیه بازیکنان جدا کرد.
اسپانیا اما رویکردی متفاوت داشت و بهجای تمرکز روی مسی، روی محیط اطراف او کار کرد. فضای بین خطوط محدود شد، زمان تصمیمگیری کاهش پیدا کرد و ارتباط کاپیتان آرژانتین با بازیکنان نزدیکش سختتر شد. مسی همچنان همان کیفیت فنی را داشت، اما شرایطی که معمولاً به او اجازه میدهد جریان بازی را کنترل کند، کمتر در اختیار این بازیکن قرار گرفت. این همان جایی است که فوتبال مدرن معنا پیدا میکند؛ گاهی برای متوقف کردن بزرگترین بازیکن جهان، لازم نیست توپ را از پای او بگیرید. کافی است اجازه ندهید در شرایطی قرار بگیرد که بتواند تفاوت ایجاد کند.
قهرمانی یک مدل، نه فقط یک تیم
موفقیت اسپانیا را نمیتوان فقط به یک مسابقه یا یک تصمیم تاکتیکی محدود کرد. پشت این قهرمانی، یک مدل فوتبال قرار داشت؛ مدلی که در آن مالکیت توپ، پرس به دنبالِ از دست دادن توپ، شدت دفاع و تربیت بازیکن، همه در یک مسیر قرار گرفته بودند. اسپانیا نشان داد فوتبال مدرن دیگر فقط جنگ ستارهها نیست. حتی بهترین بازیکنان جهان، زمانی که مقابل یک ساختار منظم قرار میگیرند، با محدودیت روبهرو میشوند.
PPDA شاید فقط یک عدد باشد، اما داستانی که پشت آن قرار دارد، داستان تغییر فوتبال است؛ تغییری که نشان میدهد امروز گاهی تیمی پیروز میشود که بهتر فکر میکند، نه فقط تیمی که بهترین بازیکنان را در اختیار دارد.
قهرمانی یک مدل، نه فقط یک تیم
موفقیت اسپانیا را نمیتوان فقط به یک مسابقه یا یک تصمیم تاکتیکی محدود کرد. پشت این قهرمانی، یک مدل فوتبال قرار داشت؛ مدلی که در آن مالکیت توپ، پرس به دنبالِ از دست دادن توپ، شدت دفاع و تربیت بازیکن، همه در یک مسیر قرار گرفته بودند. اسپانیا نشان داد فوتبال مدرن دیگر فقط جنگ ستارهها نیست. حتی بهترین بازیکنان جهان، زمانی که مقابل یک ساختار منظم قرار میگیرند، با محدودیت روبهرو میشوند.
PPDA شاید فقط یک عدد باشد، اما داستانی که پشت آن قرار دارد، داستان تغییر فوتبال است؛ تغییری که نشان میدهد امروز گاهی تیمی پیروز میشود که بهتر فکر میکند، نه فقط تیمی که بهترین بازیکنان را در اختیار دارد.
لینک کوتاه :
دیدگاه تان را بنویسید