سکوت عادل فردوسی‌پور ادامه داشت و او پس از قطع بی‌شرح و توضیح برنامه 90، مثل همان آدم‌های عصاقورت داده ای شد که جمله‌بندی‌های ساده هم از یادشان می‌رود. فردوسی‌پور حرف نزد و نزد تا این که به خاطر دانشگاه صنعتی شریف و جایزه‌ای که به او تعلق گرفت به حرف آمد!

حالا سوال این است؛ چرا افراد علاقه مند، عاشق و کاردان که می توانند سرآغاز نقطه تحول و تغییر باشند، باید ناگهان از صحنه فوتبال و اجرا محو شوند؟ حق مخاطبان گسترده برنامه فردوسی‌پور، این بود که یک توضیح قانع کننده به آنها داده می شد اما حالا که هیچ کس، حتی در اندازه چند سطر هم خود را موظف به پاسخگویی نمی‌داند و در بر همان پاشنه می‌چرخد باید بگوییم جای نگرانی وجود ندارد؛ فردوسی‌پور به خاطر این حجم از ندانم‌کاری بزرگ، غصه خورد اما دست از کار نکشید.

او از اجرا کنار رفت اما مطالعه را فراموش نکرد. دکور برنامه 90 دچار فروپاشی شد، اما فردوسی پور همچنان با فوتبال زندگی کرد.  او در گزارش‌های فوتبال هم هیچ نقشی نداشت (و همچنان ندارد) اما ناامید نشد و کتاب ترجمه کرد.  تصویر فردوسی پور به محاق رفت اما او به کارش در دانشگاه و تدریس مشغول شد و در یک نقطه ثابت قرار نگرفت. تحقیق و مطالعه کرد، یادداشت‌برداری کرد و چند کتابش در نوبت چاپ قرار گرفت.

فردوسی‌پور از حضور در رسانه محروم شد اما فوتبال تماشا کرد؛ همه بازی‌هایی که دوست‌شان داشت؛ تمام مسابقاتی که پیشتر به ندرت فرصت دیدن‌شان را پیدا می کرد را با ولع تمام پای تلویزیون نشست و در آخر اینکه او بیکار ننشست، زمان را از دست نداد، فرصت را هم هدر نداد و در خلوت و سکوت به راهش ادامه داد...

 

منبع:خبرورزشی

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: