از همان روزی که تنها با 17 سال سن در ورزشگاه آزادی دروازه تیم پرسپولیس را گشود جای هیچ شک و شبهه ای باقی نگذاشت که این پسر روزی تبدیل به یک ستاره در فوتبال ایران می شود که چنین هم شد. این در حالی است که او با اتکا به استعداد ذاتیش می توانست همچنان به عنوان یک مهره موثر در فوتبال باشگاهی و حتی ملی ایران بدرخشد، اما همواره رابطه مستقیم او با حاشیه مانع از این شد که هوادارانش بتوانند از فوتبال او خصوصا پاسهای دقیقش لذت ببرند.

محسن مسلمان حالا در آنتن روبروی ما نشسته تا صادقانه و با جسارت ذاتی اش در ارتباط با تمام اتفاقات ریز و درشتی که در این 15 سال اخیر در زندگی ورزشی اش افتاده صحبت کند.

در ادامه شما را به خواندن این مصاحبه بسیار جذاب دعوت می کنیم:

الکی نیست که امیرخان این همه جام  به دست آورده است

زمان امیرخان به سپاهان آمدم همه چیز خوب بود. فکر کنم سیستم بازی من به امیرخان نمی‌خورد یا روش بازی امیرخان به من نمی خورد. دلیلش را خوب نمی دانم اما کار کردن با امیرخان برای من خوب بود و هر بازیکنی دوست دارد با او کار کند. مربی بزرگی است و افتخارات زیادی دارد. الکی نیست که این همه جام  به دست آورده. ولی خب بعد از آن فکر می کردم با آقای نویدکیا اوضاع بازی کردنم در سپاهان خیلی بهتر شود. اول بازی های آسیایی بود و به نظرم سخت ترین گروه، گروه سپاهان بود. من دو بازی کردم و شرایطم خوب بود. زمانی که برگشتم آقای نویدکیا گفت بمانی اینجا بازی به تو کم  خواهد رسید. در شرایط خوب و دوستانه از سپاهان جدا شدم.

من فوتبالم را مدیون آذری هستم و همیشه کمکم کرده است

مسابقات فینال نوجوانان و در اصفهان بودیم. تیم های سپاهان، ذوب آهن، فولاد و شهرداری تبریز در این مرحله حضور داشتند. آقای جورجویچ تازه سرمربی ذوب آهن شده بود و برای تماشای این بازی ها آمده بود. ما قهرمان شدیم و همان زمان آقای جورجویچ گفتند که در تمرینات تیم بزرگسالان حاضر شویم. فکر کنم باعث و بانی آن البته آقای سعید آذری بودند چرا که باید مدیر پشت سرمربی اش باشد تا او بتواند چنین ریسکی کند. خدا را شکر توانستم در آن مقطع بهترین عملکرد را داشته باشم و در تیم بمانم. خب هر طور حساب کنید سخت بود بازیکنی در شرایط سنی نوجوانان در تیم بزرگسالان ذوب آهن بماند که جزو بهترین تیم‌های آن زمان محسوب می‌شد. آقای آذری خیلی پشت ما بود جا دارد اینجا از ایشان هم تشکر کنم. من فوتبالم را مدیون ایشان هستم و خیلی به من لطف کرده و همیشه کمکم کرده و هر وقت بخواهم کاری کنم از او مشورت می گیرم. زیادی راست می گوید و دوست ندارند و به این خاطر هم این روزها محروم شده است.

بهترین دوران فوتبالی ام در ملوان بود 

بعد از ذوب آهن برای سربازی به ملوان رفتم و بهترین دوران فوتبالی‌ام هم بود که توانستیم با این تیم به فینال جام حذفی برسیم و در لیگ هم هفتم شدیم. سال خیلی خوب داشتیم و به تیم ملی هم دعوت شدیم. در آن زمان فقط ملوان و فجر بودند که بازیکن سرباز می گرفت. آن زمان با آقای پژمان نوری که کاپیتان تیم بودند صحبت کردم. خیلی به من لطف داشت و کمکم کرد بهمراه آقای پورغلامی. آن دو سال خیلی به من خوش گذشت و از نظر فوتبالی و مردم انزلی واقعا کمکم کردند. امسال امیدوارم با حضور نوری و زارع به لیگ برتر برگردند.

آذری گفت می توانی رایگان به استقلال بروی اما برای پرسپولیس باید پول بدهی

نیم فصل به صورت قرضی از ذوب آهن به پرسپولیس آمدم. انتقال عجیبی بود چرا که ذوب آهن خانزاده و غریبی را بهمراه مبلغ زیادی برای انتقال قرضی‌ام دریافت کرد. نیم فصل آمدم پرسپولیس و دوم شدیم. متاسفانه آخرش نتوانستیم قهرمان شویم و ناچار شدیم برگردم ذوب آهن. من با ذوب آهن قراردادد داشتم و باید برمی گشتیم. آن سال آقای آذری آقای گل محمدی را آورده بودند و تیم را برای سهمیه می بستند و باشگاه رضایتنامه ام را نداد و مجبور شدم برگردم. 

آن سال من می خواستم جدا شوم. یعنی وقتی یک نیم فصل به صورت قرضی آمدم، آقای آذری برای فصل بعد از آن گفت رضایتنامه ام را فقط برای استقلال می داد. یعنی گفت تو می توانی رایگان به استقلال بروی اما اگر به پرسپولیس بخواهی بروی باید این قدر پول بدهی. نمی دانم چرا این را می گفت و من رفتم باشگاه استقلال که آقای قلعه نویی سرمربی اش بود صحبت کردم. اگر به خاطر داشته باشید در مصاحبه‌های بعد از آن هم چندین بار گفت که من محسن مسلمان و کاوه رضایی را نتوانستم بگیرم. در نهایت آقای آذری رضایت داد که بروم.

بدون اینکه بدانند تنها به خاطر یک عفونت چشمی به من اّنگ اعتیاد زدند

چشم من یک عفونت خیلی بد کرده بود و همه گفتند این معتاد است و شیشه می زند. عکس آن در محل تمرین پرسپولیس در درفشی فر در آمد و وقتی که به ترکیه رفتیم اینقدر آب و هوا خوب بود که سریعا چشمم خوب شد. در ترکیه تمریناتم را می کردم و آقای طاهری هم می گفتند که کارت را بکن و پشتت هستم. شش هفته سخت را داشتم و فقط روی سکو بودم و تیم ما هم فکر کنم یک امتیاز گرفته بود و در انتهای جدول قرار داشت. بعد داستان هادی خدا بیامرز پیش آمد و جو تیم خراب شده بود و همه چیز سر جای خودش قرار نداشت. بعد از دو هفته آمدیم و با ملوان بازی داشتیم که مرا دقیقه 70 به زمین آورد و یک پاس گل دادم و هفته بعد با صبا بازی داشتیم که خیلی خوب کار کردم و بعد از آن دربی یک یک بود که خیلی خوب کار کردم و از همانجا توانستیم فیکس شوم. بعد از دربی همه چیز خوب شد. در زمان نیمکت نشینی به چیزی و جدایی فکر نمی کردم. شرایط سخت بود و خودم را دوست داشتم به برانکو ثابت کنم. اینکه مدیرعامل تیم پشتم بود اما برایم خوب شد. 

برانکو با کسی شوخی نداشت و راحت  تو را خط می زند

در دو سال اول که سال اول نائب قهرمان شدیم و سال بعدی قهرمان شدیم فکر کنم نهایت 13 یا 12 بازیکن داشتیم و فشار زیاد بود. برای پرسپولیس فرقی نمی کند داخل خانه یا خارج از خانه. من هم بهترین بازی ام را انجام می دادم چرا که می دانستم اگر بد بازی کنم خیلی راحت روی اسمش خط می کشید. آقای برانکو با کسی شوخی نداشت و اگر بد بازی می کردی خیلی راحت از ترکیب خارج می شدی.

به نظرم طارمی بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران باشد

همه چیز ما خوب بود. آقای برانکو با همه یک جور بود و نه زیاد خوب بود نه بد. فرشاد احمدزاده چون انگلیسی اش خوب بود با برانکو راحت حرف می زد و ما به شوخی می گفتیم پسرش است. فرشاد آن موقع بهترین بازیکن تیم بود و یکی از ارکان اصلی نتیجه گیری تیم بود و اصلا اینکه می گویند چون پسرش بوده با فرشاد خوب بود این درست نیست.

ما از بچگی با هم بودیم و ربطی به گنگ و باند ندارد. چهار سال با فرشاد تیم امید هم تیمی بودم. مهدی طارمی هم که آمد با یکدیگر هم خانه بودم. ما چهار نفر بهترین عملکرد را داشتیم. این چیزی بود که هواداران ساخته بودند و هیچ حاشیه ای نداشتیم. آن سالی که با مهدی طارمی هم تیمی بودم همان دربی 4-2 بود و بهترین عملکرد را داشتیم و برایم اهمیت ندارد که چه می گویند. مهدی خودش عقل و شعور دارد. مهدی به نظرم بهترین بازیکن حال حاضر فوتبال ایران و حتی بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران باشد.

در دربی 4-2 هر کس به غیر از من بود مهدی به او پاس نمی داد

آن دربی اتفاقی شد. همه اسکوربرد را نگاه کردیم و دیدیم 2-4 است و اصلا شش نشان ندادیم. برای خدا بیامرز هادی بود و این بازی روزی هادی بود. گل خیلی سخت بود. دقیقه آخر بود و استقلال به دنبال تساوی بود. همه تیم جلو آمده بود و دفاعش اشتباه کرد. هر کس به غیر از من بود مهدی به او پاس نمی داد. بین دو نیمه یک سری مشکلات پیش آمد و مهدی می خواست من گل بزنم. بحثی پیش آمد بعد از شادی گل من و فرشاد احمدزاده. ناراحت شده بودند و این اتفاق افتاد و مهدی پاس داد تا من گل بزنم. دزد دنبالم می کرد اینطور استارت نمی زدم. من در آن صحنه چیزی به او نگفتم و خودش دید و پاس گل داد. آقا کریم بین دو نیمه به من گفت گل می زنی. وقتی که از نیمه زمین رد شدم آقا کریم لب خط آمد و همراه با ما استارت می زد و خوشحالی او هم از ما بیشتر بود. او دوست داشت من گل بزنم و خدا را یک خاطره خوب شد و انشاالله تا چند صد سال خواهد ماند. اتفاقی بود اما... سال بعد آنها 3-2 ما را بردیم. مهدی گل دوم را نزد و بازی برگشت. 

بچه بودیم و الان بزرگ شدیم و دیگر شادی نمی کنیم

در استادیوم قم دعوا شد، در انزلی دعوا شد و در دربی هم دعوا شد. در بازی برابر صبای قم این شادی را کردیم اما آقای دایی ناراحت نشد. شب زنگ زدم و گفتم علی آقا ببخشید و گفت چیزی نیست و من هم بودم شادی می کردم. در انزلی اما بعد از این شادی مازیار (زارع) 100 متر استارت زد و آمد گفت این چه کاری است و گفتم شادی است و چیزی نیست! خوشحالی است و چیز خاصی نیست. بچه بودیم و الان بزرگ شدیم و دیگر شادی نمی کنیم. گلی هم نزدیم که شادی کنیم

رامین در باند ما نبود و طوری دیگر دوست داشت

هر کس با یک نفر راحت است. دلیلی نمی شود تیمی که 25 نفر است همه با هم خوب باشند. رامین خودش دوست نداشت. ما سر تمرین با هم بودیم و بعد از تمرین هم. رامین اینطور نبود و یک سری دوستان خاص خودش را داشت.

من اعتصاب نکردم اما به اسم من و مهدی تمام شد

اعتصاب را کسان دیگری کردند و من و مهدی اصلا در هیچ کدام از اعتصاب ها نبودیم و خود آقای طاهری هم می دانست. یک نفر دیگر گفته بود اعتصاب کنید و به اسم ما تمام شد. وقتی به من پول نمی دادند فرقی نمی کرد. باید تمرین می کردیم. اگر می خواستیم تمرین نکنیم همه نباید کنیم. یک سری می گفتند اعتصاب کنیم ولی تمرین می کردند. ما هیچ کاره بودیم ولی اسم من و مهدی همیشه مطرح می شد.

به من گفت حالا به تو نشان می دهم که چه کسی تا پایان فصل بازی می کند

بازی داشتیم با تیم الاهلی که کمال در دقیقه 10 اخراج شد. بین دو نیمه مرا تعویض کرد و ناراحت آمدم بیرون و هیچ حرفی نزدم. بازی را در نهایت 3-1 بردیم و آمدیم در رختکن که آقای برانکو آمدند و گفتند چرا اخم می کنی؟ گفتم اخم نکردم اما می توانستم به تیم کمک کنم و چرا تعویضم کردید؟ این همه بازیکن و گزینه بهتر از من بود که تعویض شوند و سرحال نبودند. گفت حالا به تو نشان می دهم که چه کسی تا پایان فصل بازی می کند و چه کسی روی نیمکت می ماند. برگشتیم و من 6-5 هفته بازی کردم. یک بازی هفته آخر بود که قرار بود بازی نکنم ولی دو بازیکن دعوا کردند که آنها را از لیست خارج کرد و من بازی کردم اما بعد از آن دیگر بازی نکردم. تیم ما در بازی با الاهلی به آن تعویض نیاز نداشت. اگر مرا می خواست تعویض کند یا باید بشارمی آمد یا منشا. کمال دقیقه 10 تعویض شده بود اما من یک نیمه وسط زمین بازی کردیم و حتی یک یک آمدیم بیرون. مرا کشید بیرون و ناراحت شدم و حق طبیعی خودم می دانستم بازی کنم و انتظار نداشتم در رختکن هم به من اینطور بگوید. اینطور به من گفت و بعد هم که دیگر این اتفاقات افتاد. من اصلا از دست او ناراحت و شاکی نیستم و اشتباه خودم بوده. من نه حرفی زدم و نه حاشیه درست کردم. تمرین کردم و روی نیمکت نشستم.

من بهترین پاسور شدم ولی دلیل بازی نکردنم را نمی دانستم

در این بازی که می گویید روی نیمکت ناراحت بودم از بابت برد تیم، را یادم نیست. واقعا یادم نیست. اینکه ناراحت هستم در این عکس مشخص است. بهرحال حق طبیعی هر بازیکن است. من بهترین پاسور شدم ولی دلیل بازی نکردنم را نمی دانستم. به خاطر یک حرف نباید با من اینطور می کرد. من شرایط خوبی داشتم. در آن زمان هیچ واکنشی نشان ندادم. حتی بازی آخر و قبل از بازی سپیدرود آقای برانکو به من گفت تمدید کن که گفتم بعد از بازی تمدید خواهم کرد اما در جشن قهرمانی آن لایو بیرون آمد و همه چیز به نام من بدبخت نوشته شد. آقای برانکو به آقای گرشاسبی گفتند دیگر با او قطع رابطه کنید.

نیک سیرت می خواست به من روحیه بدهد اما کلماتش بد بود 

 آن لایو به من چه ربطی داشت. روزی آقای نیک سیرت به برانکو بستگی داشت و من چرا باید به او می گفتم این حرف را بزن. همه دوست داشتند من بازی کنم و همه خوشحال بودند و او هم آمد به من روحیه بدهد و اینطور گفت. کلماتش بد بود اما فکر نمی کردم آقای برانکو اینقدر ناراحت شود و بگوید برو. شب قبل از بازی به من گفته بود تمدید کن و نرفتم و بعد از بازی اما این اتفاق افتاد و دیگر مرا نخواست.

قلبا دوست داشتم به پرسپولیس بروم اما شرایط طوری رقم خورد که به استقلال بروم

شرایط دست من نبود و من فقط می خواستم از ذوب آهن جدا شوم. من قلبا دوست داشتم به پرسپولیس بروم اما شرایطی که باشگاه ترتیب داده بود مجبور بودم به استقلال بروم و چیزی دست من نبود. آقای آذری با آقای افشارزاده صحبت می کرد. انتخاب آن با باشگاه بود و دست خودم نبود. جلوی در باشگاه استقلال یک هوادار از من خواست تا عکس یادگاری بگیرم و من باید چه می گفتم و می گفتم نه و دعوا می کردم؟

یکی از بهترین دوران فوتبالم در فولاد بود

زمان اسکوچیچ به فولاد رفتم و کار کردن با او خیلی لذتبخش است و از این انتخاب خیلی راضی هستند. همه مردم استقلال و پرسپولیس را نگاه می کردند. دیدگاه خوب و بد بودن برای مردم عادی این است که در این دو تیم بازی کنی. خیلی بازیکنان ستاره بودند اما چون در این دو تیم بازی نکردند کسی نمی شناسند وگرنه خودم احساس خوبی از زمان بازی در فولاد دارم و فکر کنم یکی از بهترین بازی‌هایم را در این تیم داشتم که حتی موفق به کسب سهمیه آسیا هم شدیم.

برانکو من را نمی خواست و با نظر طاهری به پرسپولیس برگشتم

دوباره به پرسپولیس برگشتم و اینبار توافق ما فکر کنم حدود 6-5 دقیقه طول کشید. آقای برانکو مرا نمی خواست و تیم را آقای طاهری خودش می بست. فکر کنم فقط کمال کامیابی نیا با نظر آقای برانکو آمدند و من، رامین رضاییان، محمد انصاری را با نظر آقای طاهری به تیم آمدیم. آقای طاهری خیلی پشت ما ایستادند و آقای برانکو آن زمان می گفتند اصلا او را نمی خواهم!

دوست دارم در پرسپولیس باشم اما اینکه بگویم حسرت خوردم نه. لزومی ندارد که بخواهم این کارها را کنم. یک سری در پرسپولیس بودند گل می آوردند و شیرینی اما من اینطور نیستم. برانکو با بازیکن گرم نمی گرفت و کار خودش را می کرد. همه دوست دارند برگردند به پرسپولیس و من هم دوست دارم. نحوه رفتن من نسبت به بقیه فرق داشت. مرا نخواستند و رفتم و بقیه می توانستند بمانند ولی رفتند. من در آن لایو مقصر نبودم و قبول ندارید؟ تمام بچه‌های تیم بعد از بازی سپیدرود آمدند بابت پاس گلم تبریک گفتند و این بنده خدا (نیک سیرت) هم آمد و به این شکل گفت که در نهایت باعث شد آقای برانکو بگوید مرا نمی خواهد. 

در اردوی اوکراین هر کسی هر کس 8 کیلو لاغر شده بود

بدنسازی که ما می کردیم هیچ تیمی نمی کرد. ما دو اوکراینی که رفتیم همه فکر می کردند هالی دی است اما ما ساعت 10 شب بیهوش می شدیم و وقتی برگشتیم ود و این تمرینات بدنسازی خیلی به ما کمک می کرد. تمرینات بدنسازی اول فصل هیچ تیمی نمی کرد و بقیه تمرینات که در طول فصل یکنواخت بود. ما از 8 صبح تا 6 عصر در استادیوم بودیم. یک بار انصاری همسرش حالش بد بود و عصر رفته بود تا کار او را انجام دهد اما برانکو او را جریمه کرد و گفت هیچکس حق ندارد از خواب عصر بگذرد. اینکه می گویند وزیر و ... من چیزی ندیدم. من در این 14 سالی که فوتبال بازی می کنم در این 2 سال پرسپولیس کمترین پول را گرفتیم. ما حداقل باید بیشتر از همه پول می گرفتیم. سال دومی که قهرمان شدیم قرارداد همه بازیکن 900 میلیون بود و فقط علی بیرانوند با آپشن 1200 می گرفت. سیدجلال از همه کمتر بود. ما اصلا پول نمی گرفتیم و الان یکی دو فصل است که پول خوب است.

آن عکسی که با استقلال در آمد فتوشاپ بود و من اصلا دستم را نگرفتم

من به قران آن حرف را نزدم. من اما چنین حرفی نزدم و از قول خودشان زدند. با منصوریان خوب بودم. 4 سال با ایشان در تیم امید هم تیمی بودم. من اما چنین حرفی نزدم. من گفته بودم به خاطر آقای منصوریان هر جا که بخواهد حاضرم مجانی بروم اما قرار نبود که ایشان به استقلال برود. آن موقع امیرخان بود و بعد از ایشان مظلومی و مرفاوی بود و اصلا آقای منصوریان جزو گزینه های استقلال نبود و من اصلا حرفی در اینباره نزدم. با پیراهن استقلال عکس نگرفتم. اصلا استقلالی شدنم تمام شده بود و با آنها داخلی امضا کردم. بعد از پایان جلسه با امیرخان قلعه نویی صحبت کردم و گفتم نمی آیم. آن عکسی که با استقلال در آمد فتوشاپ بود و من اصلا دستم را نگرفتم. با استقلال داخلی بستم اما از جلسه که بیرون آمدیم قرارداد را فسخ کردم. وقتی اخراج شدی دیگر اخراج شدی؛اهل دسته گل گرفتن نیستم

اگر به عقب برگردیم هم همین فرمان جلو می روم

من اینطور نیستم که بخواهم بازی کنم یا بمانم بروم بگویم. شخصیت من اینطور است و دوست ندارم. اگر به عقب برگردیم هم همین فرمان جلو می روم. همه مربیان می گویند مسلمان تیم بهم ریز است و حاشیه دارد. من سه سال در پرسپولیس بودم و در تهران هم زندگی کردم. همه حاشیه در تهران است دیگر، درسته؟ بهترین فوتبالیست و بازیکن شدم. یک سال هم آقای پاس گل شدم و بهترین عملکرد را داشتم. بهترین بازیکن ایران بودم. آقای برانکو بازی ام نداد ولی حرف نزدم. دو سال در تیم آقای قلعه نویی نیمکت نشین بودم و حرفی نزدم، آقای منصوریان در ذوب آهن مرا نخواست حرفی نزدم. من چه حاشیه ای درست کردم که هر کس از راه می رسد می گوید مسلمان حاشیه دارد؟ سوال است برایم. شما حاشیه را چه می بینید. این است که تیم را برهم بزنید و من چه زمانی این کار را کردم؟ فکر می کنند من پسر شری هستم اما واقعا کاری به کار کسی نداشتم. من خودم احساس می کنم آن زمان خیلی ها دوست داشتند این اتفاق برایم بیفتد. از خیلی ها خواستم بروند صحبت کنند و مشکلم قابل حل شدن بود اما نخواستند. دوست نداشتن من آنجا باشم.

من هنوز در تنگنا نیستم می خواهم 10 سال دیگر بازی کنم 

فکر کنم محمد نادری به تنگنا رسید و این تصمیم را گرفت. شنیدم که پول رضایتنامه اش را باشگاه نمی توانست بدهد. من هنوز در تنگنا نیستم می خواهم 10 سال دیگر بازی کنم. مهدی رجب زاده، خلعتبری و مهدی رحمتی و سیدجلال هم تا این سن بازی کردند. سیدجلال قطعا یکی از عوامل موفقیت پرسپولیس است. در ماجرای من و پرسپولیس از او نخواستم که برایم صحبت کند.

من تیمم را دوست داشتم و پرسپولیس نتیجه می گرفت و دوست نداشتم جو تیم را برهم بزنم. چه کار باید برای برانکو می کردم؟ باید دسته گل می گرفتم و به برانکو می دادم و جلوی او گرفته می کردم مثل بعضی‌ها که این کار را می کردند؟ من این کار را بلد نیستم. وقتی اخراج شدی دیگر اخراج شدی و دانستن و ندانستن آن چه تاثیری دارد. وقتی اخراج شدی بروی صحبت کنی برمی‌گرداند؟ در مملکت ما برگشتی وجود ندارد. من اینجوری نیستم. در فوتبال من چسب زخم هم نداشتم و باند چیست. تا حالا یک مشکل حاشیه در تمرین و با تیم نداشتم. اصلا درگیر نشدم. از شرایطم هم راضی هستم. دوست دارم برگردم به پرسپولیس و 

من فوتبالم را مدیون برانکو هستم و واقعا مربی بزرگی بود

من فوتبالم را مدیون برانکو هستم و واقعا مربی بزرگی بود. زمانی که برگشتم شرایط خوبی نداشتم و می توانست خیلی راحت بی محلی و رهایم کند. من شش هفته اما نیمکت نشین بودم و خیلی چیزها از او یاد گرفتم. سیستم تیم ما خیلی سخت بود. اینقدر با ما خوب کار کرده بود که وحشی وار بازی می کردیم. من مدیون ایشان هستم و هنوز از آن استفاده می کنم. بحث مربیگری سلیقه ای است و یک روز دوست داری از من استفاده کنی و یک روز نه. من وظیفه دارم که تمرین کنم و اینکه بازی کنم به نظر سرمربی بستگی دارد.

در تیم امیر خان حداقل دروغ نمی شنوی؛ مستقیم می دانستی بازی نمی کنی

اول فصل قرار بود به سپاهان بروم و جلسه هم گذاشتیم اما از نظر مالی به توافق نرسیدیم و به ذوب رفتم. دوباره نیم فصل به سپاهان رفتم. در تیم امیر قلعه نویی بازی کردن سخت است. در تیم او همه ستاره هستند و ادعای بازی کردن دارند. سال اولی که آنجا رفتم بختیار رحمانی و سرلک حتی به 18 تای تیم نمی‌آمدند. برایم اما تجربه خوبی بازی کردن در تیم امیرخان سخت ولی خوب است. برایم تجربه خوبی بود. حداقل اینکه از او دروغ نشنیدم.. سیاه بازی نمی کرد و نمی پیچاند. تکلیفت با او مشخص است. به نظرم تجربه خوبی بود کار کردن کنار امیرخان. 

پنالتی که ندادم و وسط زمین توپ را لو دادم؛ کم کاری چیست؟

من واقعا آن لحظه فکر کردم بازیکن پرسپولیس هستم و 5 ثانیه بعد متوجه شدم. علی آقا (منصوریان) همان لحظه صدایم کرد و زیر گوشم گفت هر طور بازی کنی تا آخرش هستی. او بهرحال تجربه اینچنین بازی را داشت. توپ از زیر پایم رد شد. من اصلا نمی خواستم بازی کنم ولی علی آقا گفت بازی کن و فکر نکن. چند ثانیه بعد یادم امد که بازیکن ذوب هستم. وقتی سرم را بالا آوردم دیدم دارند حمله می کنند. پنالتی که ندادم و وسط زمین توپ را لو دادم. کم کاری چیست؟ واقعا آن لحظه فکر کردم بازیکن پرسپولیس هستم و تمرکز نداشتم. قرار نبود بازی کنم و به علی آقا گفتم آمادگی ندارم.

به نظرم پیام خیلی فوتبالیست خفنی بود،هر روز یک تکنیک اختراع می کرد

با پیام صادقیان کم و بیش الان رابطه دارم. نابود شدن کلمه قشنگی نیست و فوتبالش را کنار گذاشت.. من تیم نونهالان با او بودم و هر روز که در تمرین حاضر می شد یک تکنیک جدید اختراع می کرد و کارهای عجیب و غریبی با توپ می کرد. به نظرم هم خودش مقصر بود و هم برخی مربیانی که با او کار کردند. آن سال که بهترین بازیکن پرسپولیس شد من هم آمدم. با او در تماس بودیم و آمار کارم را می گرفت و به او گفتم که رضایتم دست خودم نیست و پیام هم با آقای آذری خیلی صحبت کرد تا بتوانم به پرسپولیس بیایم. 

سعید آقایی به من زنگ زد و برای پوشیدن پیراهن 77 از من رخصت گرفت

سعید به من زنگ زد و حرف زدیم. آن شماره برای سعید است و برای من نبود. قبل از من کسی 77 نپوشیده بود. شماره من که مثل علی آقا و شماره هفت نبود. هر کس هفت می پوشید خوب بازی نمی کرد. علی عسگری و پروین، سلیمانی و جونیور بود که اصلا خوب نمی توانستند بازی کنند و این شماره را فکر کنم علی آقا طلسم کرده. امیدوارم سعید بتواند با شماره 77 بازیکن خوبی شود و در نهایت قهرمان آسیا شود.

 

منبع: ورزش سه

 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: