برای فوتبالی که سال‌های ابتدایی پس از جنگ را سپری می‌کرد و قرار بود چرخ‌هایش در دوران سازندگی صیقل داده شود، جام باشگاه‌های آسیا ویترینی تمام‌عیار در یک مغازه دونبش بود تا استعداد خود که سال‌ها زیر سایه جنگ و بی‌پولی مخفی شده بود را دوباره به رخ بکشد. وقتی مرحله نهایی مسابقات در زمستان سال ۱۳۶۹ به خاطر جنگ اول خلیج فارس به تعویق افتاد و بنگلادش به جای امارات در تابستان سال ۱۳۷۰ میزبانی این مسابقات را بر عهده گرفت، کمتر کارشناسی تصور می‌کرد استقلالی که با دستان خالی راهی شده، دست پر به کشور بازگردد. استقلال آن زمان نه پول داشت و نه امکانات مناسب برای آماده‌سازی، اما مجموعه‌ای از بهترین ستارگان وقت فوتبال ایران گرد هم آمده بودند تا بر مدار یک مربی دلسوز به نام منصور پورحیدری بچرخند.

در ایامی که فوتبال ما همچنان سرمست از قهرمانی بازی‌های آسیایی پکن بود، جمع کثیری از همان بازیکنانی که با لباس تیم ملی دیوار چین را فتح کرده بودند، با پیراهن آبی در داکار به میدان رفتند و جام باشگاه‌های آسیا را نیز تا ایران دست به دست کردند تا ستاره دوم روی پیراهن استقلال نقش ببندد و به ماه مجلس بدل شود. آن زمان شاید وقتی کاظم اولیایی در هیاهوی تعارف برادران بیانی، کاپ قهرمانی استقلال در آسیا را به آسمان برد و محمد غرضی وزیر وقت وزارت پست و تلگراف و تلفن به هر کدام از آبی‌پوشان بابت این فتح بزرگ حواله یک خط تلفن ثابت را داد، کمتر کسی تصور می‌کرد گرفتن ستاره سوم و نشاندن آن روی لباس استقلال به یک طلسم بدل شود! طلسمی که سال‌هاست به رغم صرف هزینه‌ها و عقد قرارداد‌های میلیاردی هنوز شکسته نشده است.

امروز سالگرد دومین قهرمانی استقلال در آسیاست. حالا از میان مردانی که فاتح بنگلادش شدند، بعضی از آسمان ما را می‌نگرند، تعدادی همچنان در فوتبال فعال هستند و برخی نیز بر خلاف یکدلی تابستان سال ۷۰، مدت‌هاست با همدیگر حرف نمی‌زنند. امروز ستاره دوم استقلال ۲۹ ساله می‌شود و صد حیف که منصور پورحیدری عزیز و رضا احدی دوست‌داشتنی نیستند تا برایمان از خاطرات خوش آن ایام بگویند. ۲۹ سال از عمر ستاره دوم می‌گذرد و ستاره‌سازان به همین اندازه پیر‌تر شده‌اند. آنقدر پیر که بعضی از آن‌ها حتی تاریخ روزی که تاریخ‌ساز شدند را نیز فراموش کرده‌اند. ۲۹ سال دیرتر، ۲۹ سال پیرتر و البته خیلی بیشتر از ۲۹ سال، شکسته‌تر.

 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: