با اتفاقاتی که در فوتبال ما رخ میدهد و هر روز ابعاد وسیعتری به خود میگیرد، بهترین واکنش این است که هیچ کنشی بروز ندهیم! تا به این جای کار هم بیشتر نقش مستمع آزاد را بر‌عهده داشتهایم، صرفه و صلاح در این است که از این پس هم به گفته‌های صاحبان ادعا بسنده کنیم و به پرسش‌های جهتدار از پیش «مقرر» شده که پاسخ معلوم شد‌های هم در جهت خاصی دارد، رضایت بدهیم که گفتهاند: ... عاقل را اشارتی کافی است!

آشتی موقت لازم است

اینکه مسائل مهم‌تری مثل احتمال دخالت فیفا و AFC در نحوه اداره فوتبال ما در سایه چند و، چون عمل و عکس‌العمل فرهاد مجیدی و احمد سعادتمند قرار گرفته است، از حُسن اتفاق است و نه از بد روزگار! بنابراین ما هم، نان و ماستمان را «سق» بزنیم و در کار بزرگان خیلی بزرگ، دخالت نکنیم که حد همین است، تیمسازی و تیمداری را که گفتهاند: دایه مهربانتر از مادر، سینهاش را باید سوزاند! و ما حوصله این خودسوزی‌ها را نداریم! مربیگری مدرن همین است! مدیریت سوپرمدرن هم که از حضرات «نام‌آشنا» سر می‌زند نیز همین است! باید گوش کرد و یاد گرفت! که «دستت چو نمیرسد به بیبی، دریاب کنیز مطبخی را»!

از این نوپدیدآمدگان، هم باید عکسالعمل بعد از پیروزی بزرگ را یاد گرفت و هم طرز استفاده از فرصت زمانی را، در فردای پیروزی بزرگ که عیناً مصداق شرخری و خریدن «شِر» است! یا بستن پارچه به سری که درد نمیکند! برای انگشتنما شدن! برای گاو ۹ من شیر شدن!

در عصر فضای مجازی و کوچک شدن دنیای واقعی، همه را و همگان را، کر و کور و لال فرض کردن و تحتتأثیر امواج مدیریتی خیال کردن! بگذریم که استقلال، اصول استفاده مطلوب از پیروزی‌های ماندگار و از یاد نرفتنی خویش را هم بلد نیست! پرسپولیس که کوشیده است از شکست و حذف در جام حذفی، برای آینده بهتر و قویتر، استفاد‌های مطلوب به عمل آورد و میآورد، ولی استقلال...! گفتیم که شر میخرد و دردسر به منزل میبرد، چرا؟ برای اینکه هر کس را بهر کاری ساختهاند! عد‌های هستند که این‌کاره نیستند! نه اینکه زحمت نکشند، نه! قبول زحمت هم می‌کنند، ولی «زحمت خود میدارند»! چرا؟ چون این‌کاره نیستند و زمان خوب و بد را تشخیص و تمیز نمیدهند!

استقلال، هم درد و هم درمان

راه دوری نرویم! سخن را نپیچانیم! تیم استقلال را ببینیم که دو روز مانده به فینال جام حذفی، هنوز دارد برای خودش خط و نشان می‌کشد! هنوز دارد توان و قدرت روحی خود را میتراشد و پایه‌های اقتدارش را به آب میبندد! حتی سپاهان هم از گذشت ایام درس گرفته و محمدرضا ساکت در کار پشت سر گذاردن ایام نابسامانی برآمده، ولی استقلال، انگار که خودش را جریمه کرده است! تا ببینیم یار که را خواهد و میلش به که باشد!

فعلاً که مرغ آقافرهاد و جناب سعادتمند، هر دو یک پا دارند! و هیچ‌کدام، اهل پایین آمدن از خر شیطان هم نیستند! و فرصت‌های طلایی از دست میروند! آیا شما باور میکنید که استقلال در این روز‌های اخیر، تمرین مناسبی کرده باشد؟ و آیا ثبات فکری و راحتی خیال از اردوی استقلال فرار نکرده است؟ آیا «شمری» خواندن‌های دو طرف دعوا، و رها شدنها، تیم را دچار ضعف انگیزشی و کم شدن روح پیروزی طلبی نکرده است؟

و حرف آخر: ... آیا این دعوای زیور و کشور، موجب تقویت اراده و خواست تراکتور و ساکت الهامی نشده و نمیشود؟

مهدی ترابی، یک مثال و یک نمونه!

خب! حالا که تمام مسائل داخلی و حتی خارجی استقلال را حل کردیم! حالا که بین طرفین دعوا، صلح و آشتی برقرار شد! حالا که همه آب‌ها به آسیاب فوتبال مصیبتزده ما میریزد و حالا که استقلال، پای چوبین حداکثرخواهی خود را کوتاه کرده است، کمی هم بپردازیم به مسائل مهم‌تر! خطاب به حضرات تیمدار و مدیران کاربلد که با شما هستیم و از شما‌ها جواب میطلبیم! بفرمایید تا ما هم بدانیم که بر چه اساسی در لیگ برتر، پول خواهید داد؟ پا به پای خرپول‌های قطری مطری و چین و ماچینی و در رقابت با این حریفان ناحریف؟ ما و شما، از کیسه خلیفه، پول‌های بادآورده را دودستی تقدیم و پیشکش خواهیم کرد یا نه، از این به بعد، حساب به دینار است و بخشش هم نه به خروار که اصلاً بخشش الکی نباید در کار باشد! قرار نیست سفر‌های پهن باشد برای همه! توجه کنید: فوتبال را صنعت میدانیم! در هرجا و همهجا از صنعت فوتبال حرف میزنیم! شما تازهوارد‌های مفتفروش و گرانخر، کجا سراغ دارید که صنعت، بدون توجیه اقتصادی و پولی و مالی شکل بگیرد، ایجاد شود و ادامه حیات بدهد؟

الان یک خرپول از خرپول‌های قطری، برای مهدی ترابی یک میلیون دلار میدهد! نقد و تانخورده! آیا ما هم باید یک میلیون دلار بدهیم که او را حفظ کنیم؟ در صنعت فوتبال، بابت سرمایهگذاری یک میلیون دلاری، چند دلار باید عایدی داشت؟ یا نه، عایدی بی‌عایدی؟

سؤال دیگری نداریم! فعلاً همین یک پاسخ را مرحمت کنید تا بعد!

 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: