ایرادات و انتقادات زیادی به احمد سعادتمند وارد بود. در واقع او به رغم زحماتی که کشید و با وجود زمان بدی که باشگاه را تحویل گرفت، اما ایراداتی هم داشت که در نهایت به خودش و استقلال ضربه زد به نحوی که این اواخر دیگر نمی‌شد از عملکرد و حرف‌هایش دفاع کرد. مثلاً سعادتمند در مورد قلیان کشیدن بازیکنان مباحثی را مطرح کرد که حتی اگر درست بود، می‌شد از او پرسید چرا در همان قطر برخورد نکردی و چرا ماجرا را رسانه‌ای کردی؟! (هرچند قبل از گفتن او هم رسانه‌ای شده بود).

سعادتمند رفت تا بعضی از بازیکنانی که با او قرارداد سنگین بسته بودند، ناراحت شوند! او رفت تا بعضی‌ها خوشحال شوند اما مهم‌تر از این ناراحتی‌ها و خوشحالی‌های زودگذر این است که بدانیم استقلال بعد از سعادتمند درست می‌شود؟ آیا مشکلات آشکار ساختاری باشگاه برطرف می‌شود؟ آیا وزارت ورزش برای یک بار هم که شده یک مدیر قوی برای استقلال می‌گذارد؟ (اصلاً باید دید چنین مدیری وجود دارد؟)

آنچه مسلم است بیشتر مشکلات استقلال ساختاری و مدیریتی است و مسائل فنی در مرحله بعدی قرار دارد. اینکه سعادتمند مثل مدیران قبلی ضعف‌هایی داشت، به جای خود اما نکته نگران‌کننده‌تر مکانیزم انتخاب مدیرعامل برای استقلال است و اینکه آبی‌ها درست سر بزنگاه (معمولاً در فصل نقل و انتقالات و تیم بستن) مدیرعامل عوض می‌کنند. حالا بماند که افراد حاضر در هیئت مدیره هم معمولاً از جنس مدیرعامل هستند و بدون نظر وزارت نمی‌توانند کاری انجام بدهند. این مسائل البته دلیل نمی‌شود تمام ضعف‌‌ها و ناکامی‌های استقلال را گردن وزیر ورزش بیندازیم ولی به هر حال باید پذیرفت که مکانیزم انتخاب مدیرعامل در استقلال (مثل پرسپولیس) از بیخ و بن غلط است. همان‌طور که در دولت احمدی‌نژاد غلط بود.

 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: