مرتضی موسوی‌زنوز از پیشکسوتان رسانه و کارشناس ورزش مطلبی را در اختیار تسنیم قرار داده که عینا در زیر می‌خوانید:

«این روزها آنقدر تنش و هیاهو و چالش جامعه فوتبال را در خود گرفتار کرده و چهره سیاه و تاریکش را به ما نمایانده که اعتماد کردن به حقایق ملموس و مشهود هم سخت شده و جلوه های زیبا را از نظرها پنهان ساخته و باورها و ایمان به راست کرداری و درست اندیشی را سست کرده است. با این حال اگر کمی منصف و واقع بین باشیم و با دیده اغماض به معضلات و حوادث نامیمون بنگریم و از دریچه خوش بینی و مثبت اندیشی به اتفاقات بپردازیم، قطع یقین آینه تمام نمای زیبایی و حقیقت در برابرمان جلوه گر خواهد شد.

در بین اتفاقات ریز و درشت این روزهای فوتبال، یک اتفاق خوب افتاده که جای پرداختن به آن در جامعه واقعا خالی است. سال هاست که فقط درد و رنج و فساد و دلالی و بی تدبیری و انواع حوادث ناگوار در فوتبال را می شنویم و به آن می پردازیم، اما به سادگی از کنار اقدامات خوب و موثر و مفید رد می شویم! تاسف آور اینکه، اغلب رسانه ها از تعریف و تمجید افراد و جریانات جامعه پسند پرهیز و آن را وابستگی به اشخاص و یا ارتباطات غیرحرفه ای قلمداد می کنند! این در حالی است که چنین خط و مشی و نگاه تک بعدی به قضایا، مسیر هموار سازندگی را منحرف و همواره به برجسته تر کردن ناملایمات و نابرابری ها در جامعه دامن می زند.

معمول است که از دل یک برنامه خوب و کامل با یک مدیر توانا و کاربلد و نیروی انسانی فعال و پویا، نتایج درخشان تولید می شود. انتخاب یک مدیر خوب برای یک سازمان بزرگ همانند موتور محرکه ای است که چرخ دنده های تنیده در هم یک کارخانه عظیم صنعتی را به حرکت درمی آورد و تولید محصولات استاندارد، مفید و مورد لزوم جامعه را تامین می کند.

چندی پیش مالک باشگاه تراکتور (حالا دیگر می توانیم بگوییم مالک تنها یک باشگاه) از خط مشی جدید خود در راستای تغییر سیاست ها برای رسیدن به اهداف راستین و قرار گرفتن در مسیر رشد و تعالی و محقق کردن آرزوهای دور و دراز هواداران پرشور صحبت کرده بود و وعده داد که در فصل جدید رویکرد تازه ای در امر باشگاهداری خواهد داشت.

زنوزی با توجه به وضعیت نابسامان قراردادها و اپیدمی قیمت های نجومی بازیکنان در این روزهای پر التهاب و اینکه حرف و حدیث های شائبه برانگیز نقل و انتقالات را خنثی کند و نسبت به چنین رفتارهای عجیب و غریب و افسارگریخته پاسخ قانع کننده ای بدهد، اقدام اولیه را در جهت ساختارسازی اصولی انجام داد و با معرفی مدیرعامل جدید برای باشگاهش سنگ بنای محکمی را گذاشت. همین عامل باعث شد تا در ابتدای کار حضور بازیکنان پولکی و دلالان هنجارآفرین و دندان گرد عقب نشینی معناداری از باشگاه تراکتور داشته باشند و کارشناسان و دلسوزان واقعی فوتبال نیز به حمایت از آن بپردازند.

محمد علیپور درابادی شاید به ظاهر چهره شناخته شده ای در فوتبال نیست اما در اصل از جنس فوتبال آنهم مدیریت فوتبال بوده و سوابق درخشانی در امر مدیریت داشته است. شاید پرهیز او از مصاحبه و قرار نگرفتن در برابر دوربین های فیلمبرداری و عکاسی باعث شده همانند بسیاری از مدیران عاشق شهرت و حرَاف یک چهره تبلیغاتی جلوه نکند اما همکاری علی منصوریان در تیم نفت تهران با این مدیر و عملکرد کاملا حرفه ای اش در نحوه برخورد با عوامل اداری و فنی و غیرفنی و کل سیستم تحت کنترلش زبانزد است و خیلی از بازیکنان حرفه ای شاغل در تیم های مطرح لیگ برتری با اطمینان خاطر از او یاد می کنند و نسبت به توانمندی های او به دیده احترام می نگرند.

فصل نقل و انتقالات رو به اتمام است و اکثر باشگاه ها با یارگیری بازیکنان مورد لزوم،کادر فنی خود را نیز بسته و در حال آماده سازی و تدارک برای آغاز فصل جدید لیگ برتر هستند، در این میان اما یک چالش بزرگی نیز ایجاد شده که ابهامات زیادی را به همراه دارد. نحوه جابجایی بازیکنان بین تیم های مختلف داخلی و خارجی توسط چند مدیربرنامه مشهور و به کارگیری ترفندهای جدید در این زمینه ، موجب شده تا نگرانی باشگاه های خصوصی افزایش یابد.

آنها معتقدند که باشگاه های دولتی بی حساب و کتاب و تنها به دلیل داشتن صندلی مدیریت هزینه می کنند و با اطمینان از اینکه در صورت برکناری هم از سوی هیچ ارگان و نهادی مورد بازخواست قرار نخواهند گرفت، کیسه بیت المال را شل کرده و حاصل تلاش شبانه روزی و جان فزای کارگران کارخانه های صنعتی را به جیب افرادی می ریزند که واقعا استحقاق آن را ندارند! بنابراین باشگاه های خصوصی با تکیه بر منابع مالی شخصی و در جهت خشنودسازی یک ملت وارد عرصه شده و از دارایی های خود هزینه می کنند اما آنها هم تا جایی می توانند در این عرصه رقابتی نابرابر پیش بروند که اصول اخلاقی و حرفه ای زیرپا گذاشته نشود و تراز فنی و اقتصادی در این فضا و جامعه مردمی رعایت شود.

با این حال باشگاه تراکتور اصلاحات اساسی را با مدیریت تازه آغاز کرده و در حال مدل سازی برای تعیین استانداردهاست. ساختار سازمانی اینرسی هدفی است که توسط مدیریت جدید در نظر گرفته شده  و بر اساس آن؛ باشگاه حرکتی را آغاز کرده و تمایل دارد در همان مسیر مشخص حرکت کند و به راه خود ادامه دهد. مسیری که در آن پیش بینی همه نوع موانع و نیازها و حتی رفتارها و عکس العمل های شناخته شده مورد بررسی قرار گرفته و امکانات مواجهه با آنها نیز ترسیم شده است.

تنها موضوعی که می تواند این مسیر را عمومی تر سازد و سایر باشگاه ها را برای استاندارد سازی مدیریت کلان و پایدار ترغیب کند، همگرایی و همدلی همه عوامل دخیل در فوتبال بویژه مدیران باشگاه هاست. مدیریت باشگاه تراکتور این پتانسیل را ایجاد کرده، مسیر روشن را با اِلمان‌های شفافش ترسیم کرده و حالا نیاز به حمایت همه افراد دخیل و مدیران دلسوز فوتبال در ابعاد وسیعش دارد. قطعا اعتماد به این شیوه مدیریتی، کنش های چالش برانگیز افراد سودجو را نیز خنثی خواهد ساخت و آنان را از رسیدن به مطامع خلاف شئونات اخلاقی، اقتصادی و اجتماعی باز خواهد داشت.»

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: