پایگاه خبری خانه فوتبال:

قتل دلخراش همه را شوکه کرد.قتل مقوله ترسناک و عجیبی است.قتل آدمی را نابود و خانواده ایی را عزادار میکند.قتل جنبه های مختلفی دارد.قتل هر روز در عین ناباوری بیشتر می شود

قتل پیرزن ثروتمند گیشا

تسنیم: پیرزن ثروتمند در جریان سرقت از خانه‌اش در منطقه گیشا، هدف ضرب و جرح قرار گرفت و به کام مرگ فرو رفت‌.
ساعت ۲۳:۳۰ شب گذشته دوشنبه ششم تیر ماه، مرگ یک پیرزن تهرانی در خانه‌ای در منطقه گیشا در پی سرقت از منزل به مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ گزارش شد.
با اعلام این خبر، ماموران کلانتری ۱۳۷ کوی نصر و تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی همراه با محمدتقی شعبانی؛ بازپرس ویژه قتل شعبه دهم دادسرای امور جرائم جنایی راهی محل حادثه شدند و تحقیقات ابتدایی را آغاز کردند.
امدادگران اورژانس که دقایقی قبل از تیم پلیس به محل حادثه رسیده بودند، عملیات نجات را آغاز کردند اما اقدامات درمانی فایده نداشت و پیرزن ۷۱ ساله فوت کرد.

بررسی‌های اولیه ماموران کلانتری مشخص کرد، یک سارق با سلاح سرد و ایجاد رعب و وحشت وارد خانه شده و در حضور پرستار خانگی، مقتول را هدف ضرب و جرح قرار داده است.

از سوی دیگر تحقیقات کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی نشان داد، سارق پس از ضرب و جرح مقتول، اقدام به سرقت فرش ابریشم و لوازم باارزش خانه کرده و متواری شده است.

کارآگاهان هنگامی که متوجه شدند اطراف خانه موردنظر به دوربین‌های مداربسته مجهز است، به بازبینی فیلم‌ها پرداختند و موفق به رصد تحرکات قاتل شدند.

در ادامه پرستار خانگی پیرزن هدف تحقیق قرار گرفت‌؛ وی گفت: برای خرید دارو به داروخانه رفته بودم که هنگام بازگشت، مرد جوانی را کنار درب ورودی خانه مشاهده کردم؛ او ادعا کرد بسته‌ای آورده و قصد دارد پیرزن را ملاقات کند!

پرستار مقتول در طول تحقیقات گفت: به مرد جوان گفتم برای ملاقات باید از مقتول اجازه بگیرم که در ادامه همراه با سارق به سمت خانه رفتم که ناگهان وی از بسته شدن درب جلوگیری کرد و با یک چاقو وارد خانه شد که در ادامه مقتول را از ناحیه کمر، مورد ضرب جرح قرار داد و اقدام به سرقت کرد.

در گام نخست، تیم پلیسی، این پرستار جوان را به اتهام اهمال در مراقبت از منزل و پیرزن و اظهارت ضد و نقیض دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی منتقل کردند.

با دستور محمد تقی شعبانی؛ بازپرس شعبه دهم دادسرای امور جرائم‌ جنایی، جسد مقتول برای بررسی‌های بیشتر به پزشکی قانونی منتقل شد و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی برای کشف ابعاد پنهان پرونده وارد عمل شده اند.

قتل همسر جوان با پارچه

دیده‌بان ایران:دوشنبه ۳۰ خرداد مأموران کلانتری ۱۵۹ بی‌سیم در تماس با بازپرس ساسان غلامی از قتل زن ۲۰ ساله‌ای در خانه‌اش خبر دادند. با اعلام این خبر بازپرس جنایی و تیم بررسی صحنه جرم راهی محل شده و با جسد زن جوان در حالی که خفه شده بود مواجه شدند.
دوشنبه ۳۰ خرداد مأموران کلانتری ۱۵۹ بی‌سیم در تماس با بازپرس ساسان غلامی از قتل زن ۲۰ ساله‌ای در خانه‌اش خبر دادند.
با اعلام این خبر بازپرس جنایی و تیم بررسی صحنه جرم راهی محل شده و با جسد زن جوان در حالی که خفه شده بود مواجه شدند.
در بررسی‌های اولیه مادر متهم گفت: پسرم با من تماس گرفت و از من خواست با عجله خودم را به خانه‌اش برسانم. با ورود به خانه آنها ناگهان با بدن بی جان عروسم مواجه شدم ،در حالی که شوکه بودم همزمان برادرشوهرم هم آمد و با پلیس و اورژانس تماس گرفتیم ،اما پسرم از محل متواری شد.

ساعاتی از جنایت گذشته بود که کارآگاهان موفق به دستگیری متهم فراری شدند. مرد ۲۱ ساله در تحقیقات گفت: ما تبعه یکی از کشورهای همسایه هستیم و ۶ سال قبل به ایران آمدیم. همسرم از اقوام نزدیکم بود و حاصل این ازدواج پسری دو ساله است. من ضایعات جمع کن هستم ،اما وضع مالی خوبی ندارم و همسرم اصلاً به این موضوع توجه نمی‌کرد.

او ادامه داد: درخواست‌های همسرم تمامی نداشت و هر روز از من خواسته تازه‌ای داشت ،سر همین موضوع باهم دعوایمان می‌شد و با وجود یک بچه این درگیری‌ها تمامی نداشت. آن شب از سر کار آمدم و خیلی خسته بودم همسرم دوباره شروع به غر زدن کرد و من از شدت عصبانیت پارچه‌ای را که در گوشه اتاق بود دور گردنش پیچاندم. به خودم که آمدم، دیدم همسرم نفس نمی‌کشد. بلافاصله به مادر و عمویم خبر دادم و آنها خودشان را به خانه رساندند و با اورژانس و پلیس تماس گرفتند. خودم هم فرار کردم ،اما به شدت عذاب وجدان داشتم و ناراحت بودم و از اتفاقی که افتاده بشدت پشیمانم.

به دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران متهم به اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت منتقل شد و تحقیقات ادامه دارد.

فاجعه قتل در جنت آباد تهران

زن 24ساله که به‌ گفته خودش نتوانسته خشمش را کنترل کند، در حادثه‌ای هولناک، جان فرزند 6ساله همسرش را گرفت. او پس از قتل پشیمان شد و با پلیس و اورژانس تماس گرفت، اما دیگر دیر شده بود.
​به گزارش منیبان؛ ساعت12:30 یکشنبه بیست‌ونهم خردادماه زنی جوان با اورژانس تماس گرفت و گریه‌کنان گفت که حال پسرش خوب نیست و نبض ندارد. او پس از آن به 110 زنگ زد و مدعی شد که دست به جنایتی هولناک زده و پسربچه‌ای را به قتل رسانده است.
زمان زیادی طول نکشید که اورژانس و مأموران پلیس در خانه این زن که آپارتمانی در غرب تهران بود حاضر شدند. در سالن پذیرایی پیکر بی‌جان پسربچه 6ساله‌ای افتاده بود که نیروهای اورژانس عملیات احیا را شروع کردند اما فایده‌ای نداشت.

زن جوان گوشه‌ای نشسته و بی‌وقفه گریه می‌کرد. با گزارش ماجرا به قاضی محمدجواد شفیعی، بازپرس جنایی تهران، تیم تحقیق نیز راهی محل حادثه شدند و زن جوان به اتهام قتل عمدی بازداشت شد.

شواهد نشان می‌‌داد که پسربچه 6ساله به‌دلیل فشار بر عناصر حیاتی گردنش به قتل رسیده است. از سوی دیگر زن جوان که نامادری او بود به قتل کودک همسرش اعتراف کرد و گفت در یک لحظه کنترلش را از دست داده و نتوانسته خشمش را کنترل کند. وی می‌گفت دچار جنون شده و در حالی که به‌شدت عصبانی بوده، جان پسربچه بی‌گناه را گرفته و حالا به‌شدت پشیمان است. متهم به قتل پس از اعتراف به جنایت و اظهار پشیمانی، با دستور بازپرس جنایی تهران برای بررسی سلامت روحی و روانی‌اش در اختیار متخصصان پزشکی‌قانونی قرار گرفت.

عصبانیت مرا تبدیل به قاتل کرد

زن جوان متولد سال77 است. او حدود 3سال قبل با پدر پسربچه 6ساله ازدواج کرد و از آن پس با هم زندگی می‌کردند. زن جوان می‌گوید که عصبانیت ناشی از فشار و تهدیدهای مادر پسربچه، او را تبدیل به قاتل کرده است.

با همسرت اختلاف داشتی؟

نه، مشکلی میان ما نبود. فقط هرازگاهی مانند تمام زن و شوهرهای دیگر با یکدیگر مشاجره می‌کردیم اما مشکل حاد و جدی نداشتیم.

پس چرا جان پسربچه بی‌گناه همسرت را گرفتی؟

دلیل عصبانیتم رفتارهای مادر پسربچه بود؛ هرچند من بیماری عصبی دارم و خیلی زود به‌هم می‌ریزم و کنترلم را از دست می‌دهم. همسراول شوهرم آنقدر مرا اذیت کرد و تحت فشار قرار داد که اصلا متوجه نشدم چه زمانی با دستانم جان پسربچه بی‌گناه را گرفتم.

مگر چطور رفتار می‌کرد؟

همسر اول شوهرم یعنی مادر پسربچه همیشه با ارسال پیامک یا تماس تلفنی آزارم می‌داد. مدام تهدید می‌کرد و می‌گفت من زندگی او را خراب کردم و باعث شدم شوهرش او را طلاق بدهد. پیام می‌داد و می‌گفت می‌داند که من با پسرش بدرفتاری می‌کنم اما اینطور نبود. من رابطه خوبی با پسر همسرم داشتم و چون خودم فرزندی نداشتم او را مانند پسر خودم دوست داشتم و احساس می‌کردم مادر واقعی‌اش هستم. پسر همسرم نیز مشکلی با من نداشت و رابطه خوبی با هم برقرار کرده بودیم، اما مادرش خیلی اذیتم می‌کرد و با حرف‌هایش آزارم می‌داد. فکر می‌کرد هم همسرش را از او گرفته‌ام و هم پسرش را.

چه شد که روز حادثه جان پسربچه بی‌گناه را گرفتی؟

همسرم برای ماموریت به خارج از تهران سفر کرده بود. نزدیک به ساعت 12 ظهر بود که همسر اول شوهرم به من پیام داد و باز همان حرف‌های قبلی را تکرار کرد. عصبانی شدم و در یک لحظه نتوانستم خشمم را کنترل کنم. به سمت پسربچه شوهرم رفتم و تمام ناراحتی‌هایم را سر او خالی کردم. اصلا متوجه نبودم چه می‌کنم و وقتی به‌ خود آمدم دیدم پسربچه روی زمین افتاده است. من با دستانم او را خفه کرده بودم و حدود نیم‌ساعتی در حالی که شوکه بودم بالای سر پیکر او ایستادم. بعد که به ‌خودم آمدم فورا به اورژانس و پلیس زنگ زدم و درخواست کمک کردم.

پسر همسرت، نزد مادرش نمی‌رفت؟

او اوایل پیش مادرش بود و شوهرم هر چندوقت یک‌بار او را به خانه می‌آورد و من از او نگهداری می‌کردم تا اینکه حدود 3، 4ماه قبل شوهرم پسرش را برای همیشه به خانه ما آورد و قرار شد با هم زندگی کنیم. ما با هم مشکلی نداشتیم و نمی‌دانم چه شد که این اتفاق افتاد.

کی با همسرت ازدواج کردی؟

حدود 3سال قبل با همسرم آشنا شدم و او پیشنهاد ازدواج داد. همسرم به‌تازگی همسرش را طلاق داده بود که قبول کردم با او ازدواج کنم. با وجود اینکه می‌دانستم پسر خردسالی دارد اما پذیرفتم که با او زندگی کنم اما نمی‌دانستم ماجرا به اینجا ختم می‌شود. پشیمانم و آرزویم این است که زمان به عقب برگردد. ‌ای کاش در آن لحظه تنها نبودم و ‌ای کاش می‌توانستم خشمم را کنترل کنم.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: